|
ØÙ‚ارت Ù†ÙØ³
Ù‡ÙØª جا ØŒ Ù†ÙØ³ خویش را ØÙ‚یر دیدم ØŒ نخست :هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد.
دوم :آنگاه Ú©Ù‡ در برابر از Ù¾Ø§Ø§ÙØªØ§Ø¯Ú¯Ø§Ù† میپرید. سوم :آنگاه Ú©Ù‡ میان آسانی Ùˆ دشوار مختار شد Ùˆ آسان را برگزید.
چهارم :آنکه گناهی مرتکب شد Ùˆ با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد. پنجم :آنگاه Ú©Ù‡ از ناچاری، تØÙ…یل شدهای را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست. ششم :آنگاه Ú©Ù‡ زشتی چهرهای را نکوهش کرد، ØØ§Ù„ آن Ú©Ù‡ یکی از نقابهای خودش بود. Ù‡ÙØªÙ… :آنگاه Ú©Ù‡ آوای ثنا سرداد Ùˆ آن را ÙØ¶ÛŒÙ„ت پنداشت.
جبران خلیل جبران
|